السيد علي الحسيني الميلاني

301

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

ولأنّ ذلك أي حمل الولي في الآية على الأولى والأحقّ بالتصرّف غير مناسب لما قبلها وهو قوله : « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَالنَّصارى أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ » فإنّ الأولياء ههنا بمعنى الأنصار لا بمعنى الأحقّين بالتصرف ، و غير مناسب ما بعدها وهو قوله : « وَمَنْ يَتَوَلَّ اللَّه وَرَسُولَهُ وَالَّذينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّه هُمُ الْغالِبُونَ » . فإنّ التولّي ههنا بمعنى المحبّة والنصرة ، دون التصرّف ، فوجب أن يحمل ما بينهما على النصرة أيضاً ليتلاءم أجزاء الكلام ؛ « 1 » پاسخ آن است كه منظور از « ولى » ناصر است ، در غير اين صورت نظم آيه بر امامت و اولى به تصرف بودن [ اميرالمؤمنين عليه السلام ] در عصر زندگانى رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله دلالت خواهد كرد كه شكى در بطلان آن نيست . و اين كه صيغه‌هاى جمع در آيه تكرار شده ، از اين رو چگونه مىتوان آن را بر شخصى واحد حمل كرد ؟ همچنين نزول آيه در حقّ اميرالمؤمنين على عليه السلام با شمول آن بر غير - از كسانى كه اشتراكشان با ايشان در اين صفت مجاز است - منافات ندارد . و اين كه حمل واژه « ولى » در آيه به « اولى » و « أحقّ به تصرّف » ، با آيات قبل و بعد آن مناسبت ندارد . در آيه قبلى مىفرمايد : « اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ، يهود و نصارا را اولياء خود قرار ندهيد . بعضى از ايشان اولياء بعضى ديگرند » . همانا « اولياء » در اين جا به معناى « انصار » است ، نه به معناى صاحب حق در تصرف . علاوه بر آن مفهوم احقّ به تصرّف با آيه بعد نيز مناسبت ندارد و آن آيه‌اى است كه مىفرمايد : « هر كس از خدا و رسول او و مؤمنان روى گرداند ، پس حزب خداوند چيره خواهد بود » .

--> ( 1 ) . المواقف : 3 / 614 - 615 ؛ شرح المواقف : 8 / 360 .